خرید بک لینک
برای تو می نویسم... برای تو می نویسم که تمام ثانیه هایم به عشق تو می تپید برای تویی که می دانم در این روزگار غریب، " تنها به تو دلخوشم..." ادامه مطلب

برچسب: نشانی هاست در چشمش,نشانی ها,نشانی تالار وحدت,نشانی از شر,نشانی محسن یگانه,نشانی پلیس , 10,نشانی دادسراهای تهران,نشانی سازمان سنجش,نشانی باغ پرندگان تهران,نشانی فیلم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:53

شبیه باتلاقی می ماند که هرچه دست و پا می زنم بیشتر فرو می روم

در مسیری که برای رسیدن به تو پیموده ام

ادامه مطلب

برچسب: گره کراوات,گره زدن کراوات,گره چینی,گره بان,گره دریایی,گره های لنفاوی,گره دستبند نخی,گره فرانسوی,گره قلاب ماهیگیری,گرهارد ریشتر, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:53

برای تو می نویسم

تویی که از جان دوست تر دارمت

عاطفتی از جانبت از قدر تو نخواهد کاست

اما

گرمابخش قلب سرمازده و محصور در تاریکی های اندیشه ام خواهد بود

منتظر صدای قدمهایت خواهم ایستاد

و از اثر گامهایت نیلوفر خوام چید تا رنگ خزانِ چهره ام، هست*ببازد به بهار تو

*-هستی

برچسب: برای تو مینویسم,برای تو جیدال,برای تو برای چشمهایت,برای تو,برای تو و خویش چشمانی,برای تولد,برای تولد شوهرم چی بخرم؟,برای تو اینجا نوشته ام,برای تو که دربندی,برای تولد چی درست کنم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:53

ترجوا رحمت ربک؟

رحمت پروردگار از زیر بیرق حسین گسترده می شود

+

خبر دارم که سر از دیر نصرانی درآوردی

و عیسی را به آیین مسلمانی درآوردی

فرستادن سرهای شهدای کربلا به سمت شام

http://www.balagh.ir/content/4970

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:53

دلتنگی های خود را در کلام شان جست و جو می کنم

که شرح خون اند و یک شررنامه

با اینکه اولین بار است آنها را می بینم اما احساس آشنایی دیرینه ای نسبت به آنها دارم

آری پدران شهدا نیز بوی شهادت می دهند

پی نوشت: چند شبی است میهمان کلامشان هستیم، روایت پدران شهدای مدافع حرم از فرزندانشان در دهه ی حماسه ی زینب

برچسب: آشنای دیرین,آشنای دیرین کودکان,آشنای دیرین 3,دمی با آشنای دیرینه بساز, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:44

این شبها روضه میخوانند یکی از قافله جاماند

کسی با حسین جامانده نیست

در حقیقت این ماییم که جاماندیم

خدایا ما مانده ایم بی او

کاش جامانده بودیم در کنار او

برچسب: جامانده است چیزی جایی,جامانده تنها,جامانده ام,جامانده های سبد کالا,جامانده های یارانه,جا مانده یارانه,جامانده های یارانه 93,جامانده های کربلا,جامانده های یارانه 94,جاماندهای یارانه, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 15:15

مانده بودم دنیا بعد از حسین چگونه دوام یافت

مگر قیامت کبری رخ نداده بود آنگاه که ماه و خورشید گرد هم آمدند1

با خود می گفتم اصلا اف بر دنیایی که بعد تو بماند

اف بر آسمانی که بعد از تو متلاشی نشود

از غضب سنگی به آسمان انداختم

نگاه که کردم از جایگاهش بر زمین خون می جوشید

ادامه مطلب

برچسب: بعد از تو,بعد از تو شاهین,بعد از تو میدونم آوازی نمیخونم,بعد از تو دگر یار نگیرم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 21:53

روزها به انتهای شعبان شتابان، و چشم مستغفران در انتظار غفرانت نگران؛ اما این را خوب می دانم که «اگر مرا بر جرمم بگیری،من نیز تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم.» (1) و ندای مومنین را بر لبانم جاری می کنم «غفرانک ربنا» (2) ادامه مطلب

برچسب: غفران,غفرانك اللهم جل علاك,غفرانك ربنا وإليك المصير,غفران محمد,غفران الذنوب,غفران كيالي,غفران كيالي هيك نطبخ,غفرانك,غفران فتوحي,غفرانك ربي, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 5:59

امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود
فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود

برچسب: شهادت نامه,شهادت نامه مسیحیت,شهادت نامه مسيحيت,شهادت نامه مسیحی,شهادت نامه زندانیان,شهادت نامه مکتب,شهادت نامه محضری,شهادت نامه صنف ۱۲,شهادت نامه چیست,شهادت نامه, معارف افغانستان, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 5:58

این روزها خیلی نگران مسلمان مردن خویشم

تا کنون به یاد ندارم که از مرگ ترسیده باشم وقتی که *اهوال دنیا را دهشت ناک تر می بینم

مرگ اگر مرد است گو پیش من آی را با افتخار بر لب جاری می کردم

طمع بهشت یا خوف جهنم برایم آنچنان معنایی نداشت

چرا که ترسیم من از بهشت و جهنم، چشمان از شرم به زیر افکنده شده بود

ادامه مطلب

برچسب: توفنا مسلمين, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:25

جمله ای که در تصویر نوشته شده متعلق به امام و مربوط به نزدیک 17 سال پیشه

اتفاقی اون رو دیدم اما خوب با ماه رمضان نسبت داشت

مطمئن باشید که دشمن شما فقط عراق و آمریکا نیستند بلکه بزرگترین دشمنان هوای نفس است

ادامه مطلب

برچسب: بزرگترین دشمن دانش جهل نیست,بزرگترین دشمن انسان,بزرگترین دشمن ایران,بزرگترین دشمنان خدا,بزرگترین دشمن انسان فهم اوست,بزرگترین دشمن موریانه,بزرگترین دشمن آگاهی جهل نیست,بزرگترین دشمن آدمی فهم اوست,بزرگترین دشمن یک زن,بزرگترین دشمن انسان جهل اوست, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:25

خدایا

میدانم نماز خواندنم درست نیست و در نماز فکر آدم هزار جا میرود اما خودت خوب میدانی که ضربان قلبم هر لحظه به نام تو میزند

و ان من شی الا یسبح بحمده

اسرا/44

برچسب: خدای مهربان,خدای مهربانم,خدای مهربان mp3,خدای مهربان من,خدای مهربانی ها,خداي مهربان من,خدای مهربانم دوستت دارم,خدای مهربان کمکم کن,خدای مهربانی های بی بهانه,خدای مهربان شعر, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:25

امروز مسلم بن عقیل از مکه راهی کوفه شد مراقب باشم که اگر ما مسلم نباشیم مسلم تنها خواهد ماند . . . پی نوشت: اگر طالب بارانیم ظرف هایمان را آماده کنیم نه اینکه از آن رو بتابیم ثم لم یرتابوا از امر سید علی تفسیر قدم های یک مجاهد صادق است إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ حجرات-15

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:25

ترس دولت روحانی از:خطرِ بزرگِ امنیتیِ دختر بچه 5 سالهدر شبکه های اجتماعی قراری بین المللی برای همدردی با کشته شدگان انفجارهای تروریستی بغداد گذاشته شد تا به رسم مسلمانی برای قلب داغداران این حوادث مرهمی بزنیم.به ساعت قرار رسیدیم و خود را روبروی سفارت عراق رساندیم تا دقایقی شمعی روشن کرده و پیامی را که دولت از طریق سخنگوهای خود به این مردم داغدیده نداد، ما به گوش آنها برسانیم.صحنه ای که در بادی امر توجه ما رو جلب کرد تعدد نیروهای نظامی موجود در محل بود،... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:25

کشمیر خیلی قلبم رو درگیر کرده حتی بیشتر از فکرم
و هیچکدوم راه به جایی نداره
کارد بر چشمان کودکان زدند؛ از ترس بصیرتی که حب اهل بیت در قلب هایشان می کارد
یادشان رفته بود
در مکتب ما
خون بر شمشیر پیروز است

ادامه مطلب

برچسب: چشمهایش,چشمهایش بزرگ علوی pdf,چشمهایش شروع واقعه بود,چشم هایش از بزرگ علوی,چشمهایش اثر بزرگ علوی,چشمهایش مست مادرزاد بود,چشم هایش علوی,چشمهایش بویی از نیرنگ داشت,دانلود چشمهایش,چشم هايش شروع واقعه بود, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:24

بچه بودم پدربزرگم اومده بود خونمونبعد از نماز براش یه قرآن بردم و شروع کرد به ورق زدن و گشتن و من هم کنجکاو که کدوم آیه رو می خواد بخونهآیه ای رو خوند که بعد هر چی گشتم پیدا نکردم18 سال بعد بعد از نماز یک نفر این نقل قول رو گفت که مرحوم نخودکی در جواب امام برای یادگیری علم کیمیا گفتند بهتر از کیمیا را به شما یاد میدهم و آن این که: بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» میخوانی. ادامه مطلب

برچسب: و من یتق الله,و من یتق الله یجعل,و من یتق الله یجعل له فرقانا,و من یتق الله فهو حسبه,و من یتق الله یجعل له مخرجا معنی,و من یتق الله یخرج له مخرجا,و من یتق الله نخودکی,آیه و من یتق الله یجعل,ختم ومن یتق الله,ترجمه و من یتق الله یجعل له مخرجا, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:24

ادامه از سلام بر شهید گمنام

او را در آغوش گرفته بودم و قدم، قدم پیش می رفتم

و سلام میدادم هر لحظه، به هر لحظهی او

به رسم حیوا باحسن منها

امید دارم که مرا در آغوش بگیرد و قدم به قدم پیش برود

.

.

.

در آغوش قلب ها نام کتابی است درباره یاد امام قلب ها(خمینی) در زبان شعرای افغان

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:31

برای شهید مردن، باید بتوان شهید زیست

.

امروز با چند تن از دوستاان تاملی کردیم بر زیستن شهیدانه

.

.

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا برای بعد از مرگ شهید نازل نشده

پس همان طور که شهید مرده نیست

مرده گان هم شهید نخواهند شد

برچسب: زیست شهید بهشتی,زیست شهید باهنر4,زیست شناسی شهید بهشتی,دانشکده زیست شهید بهشتی,زیست فناوران شهید بهشتی,دانشکده محیط زیست شهید بهشتی,مجله محیط زیست شهید بهشتی,زیست جانوری شهید بهشتی,زیست دریا شهید بهشتی,زیست شناسی شهید باهنر کرمان, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:30

فکر می کنم اولین یا دومین باره که اینطوری دعوت می کنند . اینکه دوستی زنگ بزند و بگوید می خواهم برایت بلیت مشهد بگیرم و یه ساعت بعد دوست دیگری بگوید آماده ای به قم برویم . رخصت از کریمه برای دیدار با کریم السلام علیک یا علی ابن موسی الرضاچمدان های خسته سنگین اندسالن انتظار،سنگین ترمثل دیشب نگاه ها ابری استپشت شیشه پرنده ها پرپرچشمه ای اشک و شور در چشممکاسه ای آب و دانه در دستمبا چه شوقی به قصد دیدن توبار و بندیل خویش را بستمبا خود آورده بود یک دل تنگتا ببارد شبانه یک دل سیربرف بارید و آن شب برفیشد زمینگیر این پرنده ی پیرای عزیزی که آهوان غریبمی گذارند س

برچسب: دعوت به همکاری,دعوت,دعوت و اصلاح,دعوت نامه,دعوت نامه توریستی آمریکا,دعوت به همکاری بانک خاورمیانه,دعوت عروسی,دعوتنامه تولد,دعوت کاکو بند,دعوتنامه برای ویزای ایران, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:30

چون ذره پی کسب فروغ از خورشید رفتـــم به پنــاه شـــاه با بـار گناه به دل خود که نگاه کردم دیدم احساس این رافت کار او نباید باشد حس کردم دعاهای کسی همراه من است دو هفته قبل از آن هم که برای رخصت به سرزمین رفته بودم این را حس کردم در این یک هفته که فرصت کافی برای پابوسی، دست نمی داد خیلی تعجب می کردم که چطور سایه او را بر سر خود حس می کنم اما اجازه حضور نمی دهد! چند روزی که گذشت مثل دیشبی کاروان جدا شدم می مانم تا جرعه ای بنوشم یا دلیلی بیابم همین که دیگران مهیای رفتن شدند تازه فهمیدم روزهای پیش رو برای او انتخاب شده اند تا عاقش در چنین ایامی گرد هم بیایند

برچسب: چون ذره رسن سازم,چون ذره ها برهم زند, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:30

چند بار در مسیر او را دیدم خیلی آرام گوشه ای می نشست و یک فرچه و قوطیِ کوچکی واکس روی کیسه ای، جلوی خود پهن می کرد سرش را به زیر انداخته بود و ندیدم حتی یک بار به چشم رهگذری نگاه کند گاهی هم وسایلش را در همان کیسه می گذاشت و قدم می زد گاهی بعد از نماز صبح و گاهی هم نیمه شب بر سر پل یا کنار مسیر عابر پیاده به قد و قواره اش می خورد که بین 7 تا 9 سال داشته باشد اما سکناتش دو سه سالی او را بزرگتر نشان می داد خصوصا اینکه مانتو و مقنعه ای متین پوشیده بود یاد مکالمات بی سرانجام خود و وجدانم افتادم در دفعات بسیاری که چشم هایم می خواست رنگ سادگی و صداقت را در چشم های دیگ

برچسب: کودکان کار,کودکان کار و خیابان,کودکان کار در ایران,کودکان کار به انگلیسی,کودکان کار وخیابان در ایران,کودکان کارتن خواب,کودکان کار شعر,کودکان کار و خیابانی,کودکان کار مقاله,کودکان کار در ماه عسل, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:30

نزدیکای اذان صبح با خودم گفتم بگذار تا فاصلمون نزدیکه یه سلام صبحگاهی هم در حرم بدیم به نوعی قدر بدونیم فاصله دور روزهای قبل در سیدی رو (هر چند که محاسنی داشت؛ همین که آدرس می دادیم در دل خود به او می گفتم سیدی افدیک) کجا بودیم؟ آهان در مسیر عابر پیاده قبلش به خودم می گفتم حتما مسیر خلوته و چند دقیقه ای رو به حرم حرکت می کنم و چشم به گنبد و بارگاه می دوزم اما زیاد به این امید نشد که دل خوش باشم گفتم کاش رحمی به چشم های ما می کردند عابرین پیاده الانی که نه وقت بازار است و نه گشت و گذار استثنایی، پرانتزی ، چیزی برای این چشم ها باز کنند تا حداقل لحظاتی چند طهار

برچسب: چشم هارا باید شست,چشمهایش,چشم های تو,چشم هایم,چشم های زیبا,چشمهایش شروع واقعه بود,چشم هایت,چشمهایم برای تو, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:30

تقریبا هشت ماهی بود که مشغول پروژه ای بودم که اوایلش به شدت فراز و فرود احساسی داشت تا انجا که ظرف دلم رو به شیشه ای نازک بدل کرده بود آسمان شب به آن شهادت می دهد به نظرم برخی جاها نباید پوست کلفت بود این طوری طعم تازه ای از زندگی رو میشه چشید البته چون جز برای او نباید شکست تا در مسیر او بود خوب بود اما حیف که قلب سلیم را باید برد و تا لحظه آخر آن را نگه داشت در این بازه زمانی هر بار که تصمیمی محکم گرفتم شکسته شد تا شاید بهیاد بیارم که مولایم خدا را از شکستن عزم های راسخ شناخت یا شاید هم تکلیفی روشن برای دلم مشق کنم، می خواهی به نام تو باشد یا او در این فر

برچسب: هدیه تهرانی,هدیه,هدیه تولد,هدیه ازدواج تامین اجتماعی,هدیه تولد برای خانم ها,هدیه تولد همراه اول,هدیه تبلیغاتی,هدیه به ایران,هدیه دادن,هدیه برای دختر, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:29

حدود هفت یا هشت ماهی بود که یه شهیدی رو انتخاب کرده بودم و در خاطرات او زندگی می کردم روزی چند ساعت درباره او می خواندم درباره او می شنیدم و ... چند روز پیش پیامی دیدم که فردی تولد آن شهید را تبریک گفته بود و با تعجب گفتم مگر امروز روز تولدشه! توی این مدت تنها چیزی که به آن فکر نکرده بودم این بود که بروم تاریخ تولدش را نگاه کنم برای اکثر شهدایی که زندگی شان را خوانده ام نیز همین گونه بود و انگار نمی خواهم انها را برای زمانی دیگر تصور کنم جز حال شاید نشانه بی توجهی باشد یا شاید هم نشانه ای برای توجه به سیره آنها در هر حال من با شهدا کمی کار دارم حتی اگر تاریخ و

برچسب: و حسن اولئک رفیقا,و حسن اولئك رفيقا, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:29

این شهیدان را واسطه قرار داده بودیم تا بشناسیم راه رسیدن را نشسته بودیم و زمزمه می کردم عاشقانه های عرفه را همان ساعات او ایستاده بود و عمل می کرد این عاشقانه ها را ما می گفتیم خدایا به رگ های گردنمان و او رگ گردنش را داد ما می گفتیم به حرکات و قدم هایمان و او با اقتدار در مسیر حسین قدم بر می داشت ما می خواندیم او عمل می کرد تا معراج خویش را رقم بزند باید هم که قبل از نام او شهید باشد همان طور که خودش سروده بود کاش اسم تو آخرین کلامم باشدپروانه شدن حُسن ختامم باشدمانند کبوترانِ در خون خفتهعنوان «شهید» قبل نامم باشد

برچسب: معراج,معراجی ها,معراج السعاده,معراج محمدی,معراج نامه,معراجی ها 2,معراج محمدی و همسرش,معراج شهدا,معراج محمد,معراج قشم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:29

دیگر دلی نمانده بود تا دلنوشته ای حاصل شود اما ضربات روضه خوان نگذاشت این دل سنگ بی تفاوت باشد نمی دانم چه شد حماسه عباسی خواند و پس از قاسم راهی کوچه های بنی هاشم شد و به درب سوخته رسید هیچ جزیی از بدنم دیگر متعلق به خودم نبود دستمان از خشم به هم فشرده می شد چشمانم دل به دریا زده بود مشت گره کرده ام به زمین می خورد و اندیشه ام در پی امام جواد حرکت می کرد آخر روزی خواهد رسید که تو را از خاک بیرون می کشیم و هزاران بار با آتش قلوبمان خواهیمت سوخت بگذار چند صباحی پیروانت در حجاز و زیر بیرق های سیاه توحش جولان بدهند اما و تالله لاکیدن اصنامکم

برچسب: و تالله لاکیدن اصنامکم, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:29

هیئت امشب ما انگار پای این کلمات رقم بخورد

شدیدا به دعا احتیاج دارم

نه برای خودم

برای خودش

نهایت برای من این باشد که شرمنده شوم

اما دوست ندارم برای او معرفی بد رقم بخورد

برچسب: هیئت,هیئت فوتبال استان تهران,هیئت مدیره,هیئت مرگ,هیئت دولت,هیئت الرضا,هیئت رئیسه مجلس,هیئت تیراندازی استان تهران,هیئت علمی,هیئت ژوری, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:29

اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه

مشغول کاری بودم اما ذهنم یاری نمیکرد

گفتم برایم صلوات می فرستی

همین که فرستاد حرکت آغاز شد

صلوات ذکر ازلی و ابدی که همیشه دوستش داشته ام

برچسب: صلوات,صلوات الاجبية,صلواتی,صلوات شمار,صلوات مسيحية قبل النوم,صلوات الاجبية مسموعة,صلوات لمريم العذراء,صلوات الاجبية مسموعة باللغة الانجليزية,صلوات صلوات,صلوات السنة, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 1:28

صفحه بندی